اوليويه ( مترجم : محمد طاهر ميرزا )
157
سفرنامه اوليويه ( فارسى )
جواهرات [ است ] و يا با سنگهاى قيمتى تزيين شود . همچنان به عوض كمربند ، شال كشميرى يا پارچهء پشمى استعمال كنند ، كه با آسترى از همان پوست ، و يا سفيد ، يا خاكسترى رنگ و نوك آن با ماهوت يا ترمهء كشميرى ، و يا پوست سادهء سفيد قبهدوزى شده كه بر سنگينى و گرمى آن مىافزايد . كفش ايرانيان مشابه است با كفشى كه در فرنگستان پانتوفل « 11 » گوييم . تفاوتى در صورت ندارد ، الّا اينكه جوف اين كفشها را يا از عاج ، يا فلزّ و يا از چوب منقش كنند . اهل « دربخانه » « 12 » و برخى از كسانى كه از آنان تقليد كنند ، در فصل زمستان كفشى پوشند كه پاشنهء آن به قدر دو سه اصبع [ - انگشت ] بلند و از كيمخت باشد كه به تركى ساغرى « 13 » گويند و به رنگ زرد است . اگر چه راه رفتن با اين نوع كفش ، خالى از صعوبت نيست ، امّا [ آدمى را ] از گل محفوظ دارد . اين كفش مشابه كفشى است كه چندين سال قبل ، در آن مملكت مىپوشيدند . تفاوتى كه [ اكنون ] دارد ، اين است كه پاشنهء اين كفشها را نعل كنند . بر خلاف آنچه كه كفش زنان ما با چرمى عالى دوخته مىشود ، روى اين كفشها را با پوست اسب كه به رنگ سبز [ متمايل به زرد ] است ، صباغى كنند و نيز بپوشانند . برخى هم چكمه به پا كنند ، اعم از اينكه سواره باشند و يا پياده در شهر راه روند . اين چكمهها بسيار محكم و بهتر از مملكت عثمانى است ، و [ معمولا ] آن را از پوست گاو كه به سياهى رنگ كردهاند سازند . كفش روستاييان از چرم شتر ، و رويش از ريسمان با استحكام تمام ، بافته شده كه بسيار سبك و بادوام است . در شهر ، جوراب از ريسمان و پشم پوشند . ما خود نيز از اين جورابها مىپوشيديم . صورت مرغها به الوان مختلفه ، امّا با نقاشى بسيارى بدى در آنها بافتهاند ، در فصل تابستان ، هيچ جوراب نپوشند و پابرهنه باشند . در فصل زمستان ، پايها را با پارچه بپيچند ، به قسمى كه تمام ساق را گرفته و از سرما محفوظ باشد . در اين سفر ملاحظه نموديم كه لباس مختلفه - كه به دفعات در بر كرديم - تصرف در طبيعت و خوى ما نمود . معلوم داشتيم كه لباس را تصرفى بس قوى در حالت و اعمال شخص
--> ( 11 ) . Pantoffeln ( 12 ) . دربخانه - قصر سلطنتى ؛ اصطلاحى كه در ادوار قبلى تاريخ ايران نيز مرسوم بوده است . ( 13 ) . پوست اسب و معمولا الاغ كه دباغى كنند ، به كيمخت و ساغرى شهرت دارد .